خرید بک لینک

سریال استعفاهای کارلوس کی روش این روزهای دیگر موجب نگرانی هواداران فوتبال نیست بلکه آنها به درستی می دانند که مربی پرتغالی با حرفه ای گری دنبال یک قربانی دیگر است.

قربانیانِ استعفا

در چند روز گذشته خبری در رسانه ها منتشر شد که حکایت از آن داشت کارلوس کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال کشورمان به طور شفاهی استعفای خود را اعلام کرده است. در کمتر از چند ساعت بعد از این خبر استعفای رنگ واقعیت به خود گرفت و وی اعلام کرد به دلایل مختلف حاضر نیست دیگر با تیم ملی فوتبال و فدراسیون همکاری کند.

اما خبر استعفای چندباره کی روش برای اهالی رسانه و هوادران فوتبال این بار نه تازگی داشت و نه کسی از تایید آن ابراز نگرانی کرد زیرا سریال این دست از استعفاها برای مردم ایران تکراری شده و آن ها به خوبی می دانند کی روش با این استعفا به دنبال گرفتن امتیازهای ویژه ای است که قدرت و اختیارات خود را در حوزه تیم ملی و فدراسیون فوتبال بیشتر کند.

اما چرا کی روش حربه استعفا را برای امتیاز گیری در دستور کار قرار داده است؟ کارلوس کی روش سرمربی پرتغالی تیم ملی تاکنون بیشتر از تمام سرمربیان دیگر هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان را برعهده داشته و از لحاظ کسب عنوان برای فوتبال کشورمان در رده چندم مربیان پرافتخار فوتبال کشورمان در حوزه ملی است. تنها افتخاری که تیم ملی فوتبال در زمان هدایت این مربی پرتغالی به آن دست یافته است حضور در جام جهانی 2014 برزیل و باخت یک بر صفر به تیم ملی آرژانتین است.

کی روش از همان ابتدای ورود به کشور به خوبی می دانست بسیاری از هواداران و فوتبال دوستان ایرانی تحت تاثیر موج رسانه قرار می گیرند با این شناخت و مشاورانی که وی داشت ادبیات کی روش از حرفه ای گری ورزشی به پوپولیست رسانه ای تغییر پیدا کرد. وی در مناسبت های مختلف با ادبیات گوناگون به نوعی موجی از هیجان را در هوادران ایجاد کرد.

رفتار تحریک کننده و پوپولیستی مربی پرتغالی تنها به ادبیات وی ختم نشد بلکه این مربی پرتغالی انگشت اتهام خود را به سوی مسوولان فدراسیون فوتبال گرفت و با این جمله که به عشق هوادران در ایران مانده اما برخی همکاری نمی کنند به نوعی انقلاب از پایین را در دستور کار قرار داد و به نوعی بین هوادران و فدراسیون فوتبال تقابل شکل گرفت.

البته در این زمینه کی روش تنها نبود بلکه قدرت رسانه ها نیز وی را همراهی کردند. یکی از مهمترین رسانه هایی که به بلندگوی تبلیغاتی این مربی تبدیل شد برنامه پرطرفدار نود بود. مجری این برنامه بودن توجه به نتایج قبلی تیم ملی در جام های جهانی، جام جهانی برزیل را بهترین دوره ایران دانست و حتی در برنامه وی مربیان وطنی همسنجی با کی روش به موتور گازی تشبیه شدند.

البته این مجری باسابقه بدون توجه به اصول نظر سنجی در برنامه نود با برجسته کردن برخی از نقاط قوت تیم ملی کی روش و بی توجهی به نقاط ضعف این تیم به نوعی از هاله کلامی و رفتاری برای تاثیر گذاری بر نظر مخاطبان استفاده کرد تا هماهنگ با وی نظری مثبتی درباره کی روش دهند.

کارلوس کی روش که به درستی نقاط ضعف فوتبال ایران و مدیران آن را شناخته است با کمترین انتقادی بحث استعفایی را پیش می کشد که در نهایت منجر به امتیاز برای وی می شود. شاید عجیب ترین شکل استعفای وی زمانی بود که «علیرضا اسدی» دبیر وقت فدراسیون، انتقادهایی به خاطر نتایج جام جهانی از وی داشت. وی نه تنها به این انتقادها پاسخگو نبود بلکه با ادبیات توهین آمیز در مقابل این مقام رسمی قرار گرفت و بعد هم از حربه استعفا استفاده کرد و در نهایت توانست اسدی را از سر راه خود بردارد.

حال اگر بگوییم که انتقاد از مربی تیم ملی در چند سال اخیر به خط قرمز در کشور تبدیل شده است و فدراسیون فوتبال به نوعی این خط قرمزها را به درستی اجرا می کند پر بیراهه نگفتیم زیرا قربانیان انتقاد از کی روش همه بر این واقعیت تاکید دارند که برخلاف سخنان پیشین «مهدی تاج» که گفت کی روش کارگر فدراسیون فوتبال است و این فدراسیون کارگزار، اما حکایت برنامه ریزی و دخالت های گاه و بی گاه این مربی در برخی از امور نشان از آن دارد که جای کارگر و کارفرما به راحتی عوض شده است و این مربی پرتغالی حاشیه امنیت خاصی دارد.

احضار برانکو ایونکویچ به کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال بعد از مصاحبه انتقادی از سرمربی تیم ملی نشان از آن دارد که این فدراسیون به خوبی از خط قرمزهای تعیین شده برای مصونیت کی روش محافظت می کند.

بدون شک باید گفت استعفای کنونی کی روش نه برای رفتن است بلکه وی با فشار به مسوولان فدراسیون فوتبال به دنبال بستن دهان مخالفان است.

از: غفار میرزایی

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی