خاطرات فوتبال را ورق می زنیم جوانی در باشگاه استقلال و بازی های چشم نواز وی در سال های قبل از هزاره سوم، زمانی که در دقیقه سوم بازی و در هیاهوی ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی دروازه تیم ملی چین را در مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه باز کرد، جوانی که به همراه همبازی های خود در حماسه ملبورن حضور داشت و در ورزشگاه کریکت این شهر تاریخ فوتبال ایران را از سر نوشت. منصوریان به آلمان رفت و مدتی در تیم ماینس حضور داشت در برگشت با شمایلی نو به تیم محبوب، شماره ده را به تن کرد و تا فینال جام حذفی سال 87 و قهرمانی در این جام با ژنرال فوتبال ایران، همواره به عنوان کاپیتان و بزرگ تیم نقش بازی کرد.
منصوریان در زمان امیر قلعه نویی بر دوش همبازیان سابق خود خداحاظی کرد و روی به دنیای مربیگری آورد جایی که در نخستین گام، تیم بخت برگشته پاس همدان را هدایت و از بخت بد آن را راهی لیگ آزادگان کرد. منصوریان در ادامه روند رو به پیشرفت خود سکان تیم ملی را با شراکت کریم باقری بر عهده گرفت و توانست تیم روسیه را با اندره آرشاوین معروف از پای درآورد. اما بخت با منصوریان یار نبود و افسون گر پرتغالی وارد ایران شد. کی روش به منصوریان مانند دیگر مربیان ایرانی روی خوش نشان نداد و این مربی جوان مجبور شد راهی نیمکت تیم امید شود تا بتواند بعد از نزدیک به چهار دهه به ناکامی این تیم برای حضور در المپیک پایان دهد.
تیم امیدوارانه بازی کرد و ستاره های نامداری داشت. تیم ملی امید عراق در اربیل، مرکز دولت اقلیم کردستان با دو گل مغلوب علی منصور شد. اما در دقایق پایانی این بازی و یک تعویض شوم سرنوشت منصوریان را شوم تر از شرایط کنونیش در استقلال کرد؛ جایی که کمال کامیابی نیا کام منصوریان را تلخ و کنفدراسیون فوتبال آسیا تیم امید ایران را به دلیل بازی دادن به کمال دو کارته، سه صفر بازنده کرد.
دیری نپایید که منصوریان خوش شانس به ثروت های انباشت شده فرکی و گل محمدی در تیم نفت دست یافت و این تیم را در سه جام مدعی کرد. حضور بیرانوند، امیری، کامیابی نیا، مطهری و کلکسیونی از بازیکنان کم نام و نشان از مربی جوان یک مربی موفق ساخت و اگر اتفاق باور نکردنی ورزشگاه یادگار نبود به یقین روزها شاهد یک جام قهرمانی در کارنامه زرد پوشان و علیمنصور داشتیم.
بشکه آب یخ، ادبیات خاص و موهای از ته تراشیده شده چهره ای تازه را در لیگ ایران نوید می داد که نیمکت یک تیم بدون تماشاگر نمی توانست بلندپروازی های وی را تکمیل کند. هوادران استقلال سرمست از نتایج نفت، از دو فصل پیش دست به کار شده و روزشمار حضور این مربی برای حضور در راس نیمکت آبی ها راه انداختند. منصوریان نیز در این دوره همواره سعی داشت خود را محبوب تر کند؛ شکست پرسپولیس در اوج به وسیله تیم تحت فرماندهی علیمنصور و ناکامی این تیم در دستیابی به قهرمانی لیگ مرحمی شد برای هوادارانی که هنوز در شوک باخت چهار بر دو شهرآورد تهران بودند.
زمان سپری شد و راه منصوریان و بیرانوند از هم جدا شد مربی جوان به استقلال آمد و روز اول حضورش در کمپ حجازی، مورد استقبال تیفوسی های قرار گرفت. اما عاشق شدن با پیروی از احساسات بدون توجه به عقل خیلی زود حای خود را به استرس داد. کنعانی زادگان که منصوریان وی را برای زهر چشم از رقیب دیرینه خرید کرده بود با یک حرکت قیچی برگردان تمام آرزوهای مربی جوان را بر باد داد و این تیم بعد از آن حرکت که منجر به گل مساوی نفت شد، هیچگاه رنگ آرامش واقعی به خود ندید.
در نیم فصل اول لیگ شانزدهم تیم منصوریان همچون بیماری که با داروی های مقطعی دچار افت یا افزایش فشار می شد و گاهی هم تا آستانه کما می رفت اما شیون تماشاگران و هیاهوی آنها جان دادن رویاهای این مربی را در نیمکت استقلال به تاخیر می انداخت. منتقدان برای خروج منصوریان لحظه شماری می کردند آنها روزی وعده اخراج بعد از شهرآورد به وی داده می شد، روزی وی را در سالیه رحمتی فرد دوم می دانستند.
منصوریان شورش علیه رقیبان را در دستور کار قرار داد و سعی کرد تا با پیاده نظام تماشاگران مربیان نامدار ایران را عصبی کند اما حربه وی در کمتر بازی کارساز شد زیرا کسانی که منصوریان خواست انها را سیبل شعار تماشاگران قرار دهد قدرت های فوتبال ایران بود. ژنرال قدیمی استقلالی ها بیدی نبود که به این بادها بلرزد و شهریار فوتبال ایران که به رک بودن معروف است در مجادله کنار زمین با منصوریان در کمال آرامش تمام فحاشی تماشاگرنماها را به خود منصوریان و نیمکت وی حواله داد.
زمان گذشت و در واپسین هفته نیم فصل اول منصوریان در اقدامی انتخاری با خلع سلاح رحمتی و اخراج بختیار قدرت خود را به رخ منتقدان کشاند و توانست در ورزشگاه نقش جهان، سپاهان غرق در بحران را متوقف و نفت بی مربی را در تهران شکست دهد. سرمستی هوادران و داش علی از این برد کوتاه بود زیرا کابوس شکست های نیم فصل دوم روز سه شنبه بیست و هشتم دی ماه برای بار چندم به سراغ مربی جوان آمد. در این روز لستر ایران که این روزها مانند همتای انگلیسی خود حال روز خوبی ندارد در ورزشگاه خالی از تماشاگر آزادی با پورموسوی مچ مربی جوان استقلال را خواباند.
منصوریان که این روزها برای خود کردها تدبیری ندارد تنها چشم به آندو دارد اندویی که خلاصه در تیموریان 33 ساله و چپاروف 34 ساله می شود. این دو نفر اگر نتوانند تا قبل از دیدار مقابل السد علی منصور را نجات دهند یقین بدانید رویاهای کودکی، علی منصور خیلی زودتر از تولد مرده به دنیا خواهند ماند و تنها تصور کسب افتخار در ذهن این مربی خواهد ماند. علیمنصور این روزها دیگر به فکر بایر مونیخ یا اتلتیکو نیست در رویای وی فوتبال علی اصغری می گذرد که با زیر توپ زدن تاکتیک به گل ختم شود، اگر این تاکتیک مربی جوان استقلال هم جواب ندهد باید به زودی مراسم ختم رویای وی را شاهد باشیم چنانکه رویای بازی به سبک دو تیم یاد شده از همان هفته اول در ذهن منصوریان و هواداران برگزاری شد.
از: غفار میرزایی
برچسب:
نویسنده: حامد محمدی