خرید بک لینک

روزهای منتهی به دربی همیشه برای هواداران به ویژه قشر نوجوان و جوان جامعه روز خاصی است. گزافه گویی نیست که بگوییم که بیشترین فراوانی بحث آن روزها در مدارس، به نتیجه دربی و کُری خوانی های دانش آموزان و معلمان اختصاص داشت.

روزهای پر تب و تاب دربی های اواخر دهه هفتاد بود و استقلال در آن سال های گربه سیاهی به نام مهدی هاشمی نسب داشت. اما قرار نبود هواداران تسلیم شوند. کری خوانی پیش از دربی 48 ادامه داشت و معلم جامعه شناسی آن سال ما دربی باز حرفه ای و طرفدار سرخ های پایتخت بود. سرکلاس بحث شد و کمتر کسی در مقابل معلم اعلام کرد که طرفدار استقلال است اما من در ساعت های اخر کلاس که دو ساعت پس از آن دربی شروع می شد، به کری خوانی با معلم پرداختم و حاضر شدم به خاطر برد تیمم شرط ببندم . شرطی گران که بعد از بازی و در پایان ترم برای من گران تر تمام شد.( در ان سال ها واحد های آموزشی دبیرستان به صورت ترمی واحدی و ماننئد سیستم کنونی دانشگاه برگزار می شد.) بازی شروع شد و داور ایتالیایی ان دیدار که «روبرتو روزتی» معروف بود سوت آغاز شهرآورد را به صدا دراورد؛ به صفحه تلویزیون پارس سیاه و سفیدمان سخت خیره شده بودم تا شاید در لابه لای برفک ها و قطع و وصل شدن صدای گزارشگر خبر خوبی از تیمم برد که به ناگاه متوجه شدم در دقیقه هشتم بازی باز هم مهدی هاشمی نسب دروازه استقلال را گشود. در 10 دقیقه پایانی نیز «پایان رافت» تیر پایانی را به جسد کم رمق استقلال زد و باز ی2 بر هیچ تمام شد. روز بعد معلمم را دیدم و گفتم شرط را باختم. در حالی که آن زمان از پانزده نمره نماهیی 9.5 شدم نمره کلی من به علاوه میان ترم 9.75 صدم شد و آن ترم نتوانستم جامعه شناسی را پاس کنم و تابستان ان سال، این درس برای جبران ارایه نشد و من یک سال برای پاس ان واحد صبر کردم. البته ذکر این خاطره به این معنا نیست که بخواهم نوع رفتار معلم را بیان کنم زیرا معلم آن سال جامعه شناسی من یکی از بهترین معلم هایی دوران دبیرستانم بود و هر وقت ایشان را می بینم از خاطرات آن دربی سخن می گوییم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 10:27 توسط غفار میرزایی |

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی