خرید بک لینک

سال ۹۵ برای شیعیان ایرانی سالی فاطمی بود زیرا در این سال مادر دوستان دوبار روز مادر را جشن گرفته و به رسم ادب دست این فرشتگان زمینی را بوسیده اند. امسال تلافی دوباره نوروز باستانی با روز مادر، تداعی گر خاطرات شیرین سال تحویل هایی است که کنار مادرانمان بودیم اما این روزها دیگر باید با خاطراتشان روزها را سپری کنیم.


اگر قطار زمان را چند سال دیگر یا بهتر بگویم سه دهه به عقب بازگردانم باز هم در گنج ذهن خود پرسشی را دنبال می کنم چرا هفت سین سفره ما با هفت سین های دیگر تفاوت داست؟ بر می گردم و باز نظارهگر آن خواهم بود که در روزهای منتهی به سال نو، چگونه مادرم ساک لباس ها را باز می کرد و به رسم خانه تکانی های مرسوم، آنها را گردگیری می کرد. لباس هایی که نشانه های زیادی از جنگ و جبهه داشتند.
باز به نظاره خواهم نشست چگونه مادرم بیش از سی سال، تمام هفت سین های نوروزی خانواده ما بر چهار گوشه هایش این لباس ها می چید با روشن کردن شمع و باز کردن قرآن منتظر دعای سال نو بود. دقتم را بیشتر میکنم تا پی ببرم چگونه در بهترین لحظات سال نو مادرم مویه را بر روبوسی ترجیح داد. چه عشقی بود که سی سال نه تنها کم نشد، بلکه سال به سال رویه نو به خود گرفت. بله مادر من مانند دیگر مادران شهدا جگر سوخته فرزند بود و سال نوی خود را در کنار لباس هایی باقی مانده از شهیدی جاویدالاثر، تحویل می گرفت.


هفت سین مادرم برای فرزند ساده بود و مانند هفت سین های نجومی هر سینش از یک سرزمین نیامد، هفت سینی ساده که زینت بخشش قرآن کریم بود و روشنایی بخشش چند شمع که تا ساعاتی بعد از سال تحویل می سوختند و قطرات آنها مانند اشک هایش مادر و خواهرانم جاری می شد.


بله مادرم سه دهه تمام دنبال «مروارید گمشده» خانودمان بود و تنها نشان این مروارید را در لابه لای لباس هایی می جست که مرگ نیز نتوانست وی را ازآنها جدا کند زیرا در آخرین نوروز زندگیش (عید 93) وصیت نمود تا لباس های برادرم را همراه وی در دفن کنند.


این قصه عشق و دلبستگی مادران به شهدا است که نماد آن در ایران «ننه علی» می باشد؛شیر زنی که بعد از شهادت فرزند هرگز زندگی آپارتمان نشینی را در تهران برنگزید بلکه با ساخت کلبه ای در بهشت زهرا سال های سال روزگار خود را در کنار مزار فرزند سپری می کرد. هر چند که ننه علی در پایتخت سیاسی کشور بود و رسانه ها همواره نام وی را مطرح می کردند اما دیار شهیدان گیلانغرب کم ننه علی ندارد که این روزها در واپسین سال های عمر خود در شلوغی شهرها و هیاهوی فناوری های نوین رسانه ای به فراموشی سپرده شده اند.


این دیار پر از کلبه های عاشقانه مادران شهدا است بیایید در نخستین روزهای سال 96 به رسم تکلیف هر کدام از ما با استفاده از شبکه های اجتماعی یک «شهروند خبرنگاری» باشیم تا پیام های دلبستگی مادران شهدا را به گوش تمام شهروندان این مرز بوم برسانیم .


دوستان نسل جدید فرزندان ایرانی با ادبیاتی غیر از فرهنگ معنوی این دیار تربیت شده اند کمتر از عشق واقعی سخن می گویند بلکه وابستگی های زودگذر را عشق تعریف می کنند. حال اگر تکلیف ما باشد که عشق واقعی مادران شهید را برای نسل نو به زبان ساده بیان کنیم آنان نیز متوجه خواهند شد که «عشق» یا «علاقه شدید قلبی» چگونه است و چه زمان هایی می تواند شکل بگیرد.


بیایید به نسل کنونی یادآوری کنیم که هر چند که دو دهه از رشادت و ایثارگری فرزندان این دیار می گذرد، اما قهرمانانی در پشت صحنه زندگی ایثارگران بودند که زینب وار در سوک یاران حسین (ع) در کربلاهای ایران نشسته اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ساعت 9:20 توسط غفار میرزایی |

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی